أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
281
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
در نزديكىهاى تخارستان 2 يافت مىشود . ( 1 ) . يكى از گونههاى Nymphaea است ، ابن سينا ، 64 ؛ عيسى ، 14 125 . برخىها مىپندارند كه اين Nelumbium speciosum Willd . ( غافقى ، 103 ) يعنى باقلى مصرى است ؛ اننكوف ، 224 . ( 2 ) . نسخهء فارسى : در اطراف چرم و بدخشان . اين عنوان با كاهشهايى در Picture ، 111 درج شده است . 114 . ألاء 1 - ؟ [ ألاء ] بر وزن علاء 2 . مؤلف المشاهير مىگويد : اين درختى است كه در شن مىرويد ، ميوهاش شبيه خوشهء ذرت است و از نظر دوام تازگى [ خود ] به مورد مىماند ، در گرماى تابستان نيز فاسد نمىشود . 3 [ شاعر ] گفته است : « بگذار چنان سبز شود كه الا و مورد سبز مىشوند » 4 . اعرابى وارد ده شد و در آنجا با ديدن مكاء 5 مرده گفت : اى مكا ، نيست برايت اينجا * نه الا ، نه تنوم ، پس كجا تخم گذارى ؟ برخيز [ و برو ] به سرزمين مكاها ؛ دورى كن * از روستاهاى آباد ، [ تا ] بامدادان بيمار برنخيزى 6 . مىگويند كه [ الاء ] ميوهء سرح 7 است . ميوهء سرح 8 خوردنى است و از آن شيره به دست مىآورند ، برگهايش درفشى است . سرح همان « ال - آء 9 » است . المبرّد در الكامل مىگويد : « ال - الاء » گياهى است كه در شنزار مىرويد 10 ، مفروش « الآءة » 11 است . كسى ابو نواس را گويد 12 : بوى گل سرخ نزد تو [ از بوى ] الا 13 بهتر باشد * و نوشيدنى بامداديت شير شتر و گوسفند باشد فكر مىكنم كه « آءة » مفرد « الآء » نباشد بل كه « الالاءة » باشد . 14 شملة بن اخضر گفته است : افتاد روى الالاءة و چيزى زير سرش نگذاشتند * و خرماهاى گنديده 15 پوشش وى گشتند [ شاعرى ] ديگر گفته است :